تبليغاتX
این قرآن شما را به استوار ترین راه هدایت می کند و اهل ایمان را که نیکوکار باشند به اجر و ثواب عظیم بشارت می دهد:س-اسرا آیه:9 ஜعموپورنگ شاه مجری های کودکஜ

ஜعموپورنگ شاه مجری های کودکஜ
نماز واجب را چه بسا انسان از ترس قهر خدا بخواند، ولى در نماز مستحب ترس مطرح نيست، عشق مطرح است.


به نام خدایی که همین جاست....

 

 

 

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

 

ميگن کهنه نمي شه

 

 تولدت مبارک

 

 

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

 

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

 

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

 

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

 

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

 

يکي به نيت تو يکي از طرف من

 

اي شاه بيت غزل افرينش .

 

 

$$$$****$$$$

 

به خاطر و جودت به افتخار بودن

 

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

 

با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

 

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس

 

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

 

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

 

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

 

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد

 

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

 

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

 

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

 

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم ....

 

 

$$$$****$$$$

 

کاش دنیای همه و همه ی دنیا به قشنگی همین ترانه بود...نه؟!


من هنوز خواب میبینم که دوره دوره ی وفاس

که اعتبار عشق به جاس...دنیا به کام ادماس !...

من هنوزم خواب میبینم !که این خودش غنیمته

برای دیگرون یه خواب ، برای من حقیقته ..

سوته دلان یکی یکی تموم شدن

سوته دلی نمونده غیر از خود من

کسی که عشق و غم و فریاد بزنه

حقیقت ادمو فریاد بزنه !

هنوز تو قصه های من رنگ و ریا جا نداره

دروغ نمیگن ادما دشمنی معنا نداره

هنوز تو قصه های من هیچکسی تنها نمیشه

کسی به جرم عاشقی خسته و تنها نمیشه

هنوز توی دنیای من هر ادمی یه عالمه ..

گل و نمیفروشن به هم گل مثل قلب ادمه !!

سوته دلان یکی یکی تموم شدن

سوته دلی نمونده غیر از خود من

کسی که عشق و غم و فریاد بزنه

حقیقته ادمو فریاد بزنه....

 

 

 

 

حرف دل:

 

 

عمو اگه این حرفا رو خوندی بدون که بی ریا نوشتم و...

 

 

اول از همه تولدتون رو کادو پیچ

 

میکنم وبهتون تبریک میگم...وبعد

 

عمو در طی این چند سال بابرنامه های

 

 زیادی دل ها رو به دست آوردی

 

و بردیشون به دنیای زیبای کودکی..

 

عمو مهربونم می خوام یه چیزی بگم...

 

اونم این که من وخیلی های دیگه بنا بر دلایلی روزهاا رو

 

بدون خنده وبا گریه میگذروندیم

 

(البته الان دیگه نه خدا رو شکردو سه سال پیش)

 

 ومخصوصا عیدها اخه همه بیرون

 

میرفتن..مثلا مسافرت ولی ما نمیتونستیم..برنامه شما

 

همیشه با ما بود وتوی اون یک ساعت همه چیز وفراموش

 

میکردیم ومیخندیدیم خندهای از ته دل ومن با دوربین

 

فیلم هاتون رو ضبط میکردم ونگاه میکردم ...

 

عمو امیدوارم برنامه هاتون همیشه جذاب باشن وبرای

 

 یک ساعت هم که شده باعث خنده یه عده ی زیادی بشن...

 

عمو لطف خداست که ادما وسیله ی خیر بشن...

 

هوای خودتون رو داشته باشید(...)

 

قربان تک تک مهربونیاتون فاطمه شکری...

 

 

می خوام یک حدیث به عمو هدیه بدم...

 

امام صادق (ع) فرمود: آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه

 و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» درباره قائم آل

 محمد(ص) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان

 مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو

 ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند

 دعايش را اجابت كند و بدي ها را برطرف سازد

 و او را در زمين خليفه قرار دهد.»

 

دعا

 

:::::::

 

اللهم صل علی محمد وال محمد

 

 

خدایا به ابروی دخت پیامبر ظهور ملامون رو نزدیک بگردان..

 

خدایا عشق خودت واهل بیت را در دل های ما قرار بده...

 

خدایا ما را انی ولحظه ای به خودمون وا مگذار...

 

خدایا خدایا قسمت می دهیم به مظلوم کربلا گناهان ما رو ببخش...

 

خدایا خدایا سلامتی همه ی بنده هاتو از خودت طلب میکنم...

 

خدایا ما رو قرین رحمت اللهی خودت قرار بده...

 

 

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

 

 

خدانگه دار همه ی شما دوستان...

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388 0:49 توسط .•*ஜ*•.فاطمه شکری.•*ஜ*•. |


 

 

** به نام زیباترین خالق**

 

سلام به خدمت دوستان اشنایان

 اقوام حضار کسبه بازاری ها

مجریان(فقط عمو پورنگ)

 داوطلبان کنکور

دبیرستانی ها واز همه مهمتر

 طرفداران

 طرفداران طرفداران

 طرفداران

ஜ....ஜ
●*.*●*.*

عمو پورنگ

ஜ....ஜ
●*.*●*.*

به به مادر جان!!!

 مطمئنم تیزرها رو دیدین که

 عمو هنر نمایی جدید کرده...

دوباره باهم بلند مادر جان!!!

یک نکته:

امیدوار بشم که با تیپ جناب محترم آقای

 مهران مدیری گفتیددیگه!!! 

 

عزیزان من شکوفه های زندگی من که نه پدر مادرتون<؟>!

به نظر شما چطور برنامه ای را خواهیم دید؟؟

 

((شبکه یک بدو بزن  وبا فوق برنامه

 

فوقترین لحظات را داشته باش))

 

البته حضور شخیص ومحترم عمو برای هر برنامه ای کافی است

((امتحانش مجانی نیست یه قلب شازده کوچولویی میخواد 

(البته با اجازه سولماز ومتقابلا ژاله)

مگه نه؟؟؟؟.....))

تا اون برنامه متمایز بشه با سایر برنامه ها..

واماااا حاشیه یا اصل مطلب....

یک جمله که من خیلی دوست دارم

 وفکر کنم سولماز وخیلی های دیگه

:....:شنیده باشن ودوست داشته باشن:....:

....گل من یه جایی بین همین ستاره هاست....

....ஜ ஜ....

...
*.*●*.*
*
.*●*.*

برای ظهورش دعا کنیم هر کجا که هستیم..یا حق..

 

دعاگویتان هستم دعا گویمان باشید.

 

راستی یک مطلب قشنگ دیدم بخونید:

 ويژگى نام مقدّس اللّه

هر اسمى، جز كلمه‏ى «اللّه» هرگاه حرفى از

 

آن كم شود، معنايش به هم مى‏خورد. زيرا اگر

 

«الف» حذف گردد، «للّه» مى‏شود.قرآن مى‏فرمايد:

 

«للّه ملك السّموات و الأرض» واگر

 

«لام» اول حذف گردد، «له» مى‏شود. قرآن

 

مى‏فرمايد: «له ما فى السّموات و الأرض».

 

اگر «لام» دوم حذف گردد، «هو» مى‏شود.

 

قرآن مى‏فرمايد: «و هو اللّه لا اله الاّ هو».  

جالب بود نه؟؟؟

یا حق..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 15:54 توسط .•*ஜ*•.فاطمه شکری.•*ஜ*•. |


به نام خدایی که همین نزدیکی هاست.....

 

 

 

سلام به دوستای گلممم خوب هستید؟؟؟چطورید؟؟؟با درس وکتاب وبرنامه عمو پورنگ چه میکنید؟؟؟

 

بچه هااا من عمو پورنگ رو فقط چهارشنبه ها میبینم..اخه کلاس دارم...اونم از نوع دیفرانسیل!!

 

حالا گذشته اراینها بچه هاا متوجه شدید همه دارن میرن عمو پورنگ رو میبینن؟؟؟ولی من سرم بی کلاه

 

مونده..اخه اون دفعه دوست خوبم ؟ژاله ورامینا گفتند به من که برم ولی من تبریز بودم ونرفتم..

 

من ناکامی های زیادی در عرصهی دیدن عمو پورنگ داشتم....کل فامیل فهمیدن ما عشق برنامه های عمو

 

پورنگیم و داستان هایی برام به وجود اومده ..حدود یک ماه پیش داییم زنگ زده بدو برو این پارک باغ فیض

 

عمو پورنگ برنامه داره منم که جو زده گفتم دایی جونه من راست میگی من برم اگه الاف شم .من وتو

 

هااااا!!!!!گفت میگمم برو..خواستی نرو!!؟؟؟منم پاشودم رفتممم اقا چشمتون روز بد نبینه...سه تا ادم گنده

 

اومده بودن برنامه اجرا میکردن که من اصلا نمیشناختم...کلی ضد حال خوردم...همین چند روز پیش هم گفتن

 

توی یکی از این پارکا برنامه داره پاشید برید..منم به داییم گفتم منو ببر گفت بذار ببینم چی میشه اقا رفتیم از

 

ظهر کن سلوقن تا ساعت 6....بعد من که ناامید شدمم..داییم گفت حالا میخوایی من از خود گذشتگی میکنم

 

میبرم گفتم نمیخوام ممنون...اخه اونجاا خیلی خیلی از خونه ی ما دوره...

 

اصلا نمیشه خودم برمم باید حتما یکی بزرگتر بیاددد...بابام که کلی کار داشت..اینم از یک ناکامی دیگه...

 

یک روزم یعنی اوایل تیر قرار بود بریم جام جم با رامینا که هزاران اتفاق افتاد وما نرفتیممم..چقدر هم تو

 

خونه ی ما ورامیناینا دعوا راها فتاد...وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی....

 

یک بار هم نیمه شعبان بود وما خونه ی خاله ی مامانم که تو ازادی هست و5دقیقه بیشتر با میدون ازادی راه

 

نداره دعوت بودیمم..اقاا من فهمیدم عمو برنامه داره گفتم اخخخخ جون از اونجا دو در میزنیمم...ما شب رفتیم

 

اونجننننا چشمتون روز بد نبینه ..بابا علنن گفت نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!گفت عمرن ...گفتم چرا؟؟؟!!!گفت نه..منم

 

دیدم ادم اونجا زیاده وضایع است..چیزی نگفتم...

 

یک روز هم توی وبلاگ مریم نوشته بود عمو توی نمیدونم کجا برنامه داره رفتم براش نوشتم ادرس دقیق

 

وبگوو ببینم میتونم بیام یا نه..اصلا جواب نداد..دیگه نمدونم یادش رفت ..اومد وبلاگم باز نشد...نمیدونم...

 

حالا من نمیدونستم که قراره جشن پرشین برگزار بشه وعمو نیز حضور داره اون موقع هم کلی حرص

 

خوردم....که نتونستنم برم...تازه تا حالا تو برنامه های عمو باربد هم شرکت نکردم....

 

فقط دوبار شانسی عمو رو دیدم..روز 22بهمن که برنامه داشت وروز تولدش..اونم با چه درد سرهایی...

 

دیگه خسته شدممممممممممممممممممم...انشاالله اگه ناکامی جدیدی پیش اومد براتون تعریف میکنم...

 

 

دوستتون دارم تا بعد خدانگه داررررر.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 14:19 توسط .•*ஜ*•.فاطمه شکری.•*ஜ*•. |


 

بسم الله ارحمن ارحیم

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد  و عجل فرجهم

 

سلام خدا

 

سلام بنده های خوب خدا

 

 

سلام بنده های خوب خداوند مهربون

 

 

 

بهار قرآن رسید از ره عاشقان عیدتان مبارک

 

 

 

 

حلول ماه مبارک رمضان بر یکا یک شما مبارک

 

 

 

 

 

دوست دارم آسمان را

دوست دارم عشق به خدا را

دوست دارم ماه پر برکت رمضان را

 

 

 

خدایا می خوام اسمت رو

 تو کویر دلم فریاد بزنم

خدایا می خوام دیگه

 دلم کویری نباشه...

اسم تو هست که می تونه..

خدایا یعنی می شه..

یعنی می شه دوباره بهاری بشم؟؟

 

 

 

 

 

 

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کمکم کن..

 

 

 

 

 

بچه هااا جونه فاطمه برای همه دعا کنین..

منم یاد کنید محتاج دعاهای قشنگتون هستم..

از خدا میخوام که عباداتتون قبول بشه..

 

 

 

 

یاحق

 

 

 

 

دست علی یارتان

خدانگه دارتان..

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 0:40 توسط .•*ஜ*•.فاطمه شکری.•*ஜ*•. |


 

به نام خداوند مهربان

 

نوشته شده توسط سمانه

اینم ادرس وبلاگش

 

 http://dariushgan.blogfa.com/

 

اسم داستان هست:دعای عموپورنگ جون.

 

دونه به دونه.....داره میباره.....ابر مهربون

 

چقدر قشنگه دونه ی بارون.....پشت پنجره نشسته عموجون

 

یکی بود یکی نبود،غیر خدای مهربون هیچ کس نبود.

 

اون روز یه روز بارونی بود که عموپورنگ دوباره رفت و نشست

 

پشت پنجره و قطره های بارون رو نگاه میکرد .

 

عموجون هرچقدر فکر میکنه شعر بارون یادش نمیاد،آخه عمو میخواد

 

مثل همیشه وقتی که به بارون نگاه میکنه شعر بارون رو هم بخونه ولی

 

این دفعه فقط یه قسمت از شعر رو یادشه و همون یه ذره رو میخونه.

 

یادت باشه که لحظه لحظه ی خوب دعاست

 

و عمو همون لحظه دستای مهربونشو رو به آسمون بالا میبره و

 

شروع میکنه به دعا کردن:

 

خدایا ظهور آقا امام زمان(عج)رو نزدیک بگردان.

            الهی آمین.

 

بچه ها عمو فقط همین دعا رو که کرد ابرا دیگه نباریدن.

 

عمو خیلی ناراحت شد آخه هنوز واسه خیلی ها مونده که دعا کنه.

 

عمو همون جا که نشسته بود ، یهو خوابش میبره.

 

خوابش میبره و خواب میبینه که:

 

تو یه جایی نشسته که پر از گلهای رنگارنگ و قشنگه

 

بعد عمو می بینه که یه لحظه همه جا نورانی میشه ، عمو با تعجب

 

به اطرافش یه نگاهی میکنه و می بینه که:

 

یه فرشته ی مهربون کنارش نشسته.

 

عمو با تعجب به فرشته میگه:من اسمم پورنگه ،شما کی هستین؟

 

اینجا چکار میکنین؟با من کاری دارین؟

 

فرشته ی مهربون جواب میده:

 

منم یه فرشته ام ، و اومدم که از یه نفر تشکر کنم.

 

عمو:اون کیه؟

 

فرشته:یه آقای مهربون،که همه ی آدما مخصوصا بچه ها خیلی

 

دوسش دارن و بهش میگن : "عمو پورنگ".

 

عمو:شما منو میگین؟

 

فرشته:آره ، مگه اسم شما عموپورنگ نیست؟

 

عمو:آره ،اسم من عموپورنگه ، ولی آخه واسه چی میخواین از

 

من تشکر کنین؟

 

فرشته:بخاطر اون دعای قشنگی که چند لحظه پیش زیر بارون کردی.

 

عمو:ولی آخه من فقط یه دعا واسه ظهور آقا کردم.

 

فرشته:خب منم همین دعا رو میگم.

 

عمو:یعنی هر کسی که واسه ظهور آقا دعا کنه شما میرین و ازش تشکرمیکنین؟

 

فرشته:نه.

 

عمو:پس چرا اومدین از من تشکر کنین؟

 

فرشته:آخه شما اون دعا رو از ته قلبت کردی.

 

عمو:مگه آدمای دیگه یی که دعا میکنن از ته قلب نیست؟

 

فرشته:نه،خیلی از آدما هستن که فقط با زبونشون دعا میکنن ولی

 

خیلی ها هم هستن که مثل عموپورنگ دعاشون از ته قلبه.

 

و بعد فرشته به عمو گفت:

 

تو نباید از اینکه نتونستی واسه همه دعا کنی ناراحت باشی

 

چون تو با این دعایی که کردی همه رو از خودت راضی کردی

 

یعنی دعا واسه سلامتی و تعجیل در ظهور آقا بهترین دعاست .

 

عمو وقتی این جمله رو شنید خیلی خوشحال شد .

 

همون لحظه هم از خواب شیرین بیدار شد و خدا رو شکر کرد

 

و دیگه ناراحت نبود.

 

قصه ی ما به سر رسید

                      با این دعای قشنگه عموجون

                                        غصه ها هم به سر رسید

 

 

دست علی یارتان  خدانگه دارتان

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 0:22 توسط .•*ஜ*•.فاطمه شکری.•*ஜ*•. |